السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
115
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
گفتند : آنها كداماند ؟ گفت : ازدواج با فاطمه - دختر رسول خدا - سكونت در مسجد با پيامبر صلى الله عليه و آله كه هر آنچه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد روا مى باشد براى او نيز رواست ، و دادن پرچم روز جنگ خيبر به دست او « 1 » . حاكم مىگويد : اسناد اين حديث صحيح است « 2 » . وآورده اند كه عمر بن خطّاب - در زمان خلافتش - احكام دين را از على مىپرسيد و ياد مىگرفت ، در مناقب خوارزمي آمده است : دو مرد پيش عمر آمدند و پرسيدند : طلاق كنيز چگونه است ؟ عمر سوى گروهى از مردان رفت كه در ميانشان مردى اصلع ( موى جلو سر ريخته ) وجود داشت و از او سؤال كرد كه حكم طلاق كنيز چيست ، وى پاسخ داد تا دو بار به دست شخص است . عمر سوى آن دو نفر آمد و گفت : دو بار است . يكى از آن دو گفت : تو خليفهاى و ما نزدت آمدهايم و از طلاق كنيز مىپرسيم ، آن گاه تو پيش مردى مىروى و از او مىپرسى ! به خدا سوگند ، با تو هم سخن نشوم ! عمر گفت : واى بر تو ! آيا مىدانى اين شخص كيست ؟ ! او على بن ابىطالب است ! از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : اگر آسمانها و زمين در يك كفه ترازو نهاده شوند و ايمان على را در كفه ديگر بگذارند و بسنجند ، ايمان على بر آسمانها و زمين سنگينى مىكند « 3 » .
--> ( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 3 : 135 ؛ حديث 4632 ( به اسناد از ابىهريره از عمر ) و بنگريد به ، المصنَّف ( ابن ابى شيبه ) 6 : 369 ، حديث 32099 ( به اسناد از ابن عمر از عمر ) . ( 2 ) . همان مصادر . ( 3 ) . مناقب خوارزمى : 77 ، فصل 13 ( در چاپ 1414 قم ، ص 131 ، حديث 145 ) ؛ تاريخ دمشق 42 : 34 ؛ مناقب على ( ابن مغازلى ) : 289 ، رقم 330 ؛ الرياض النضرة 2 : 167 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب 3 : 363 ، حديث 7294 ( و به نقل از آن در كنز العمّال 11 : 616 ، حديث 32992 ) .